الشيخ أبو الفتوح الرازي
201
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
و التّقدير : اذكر اذ قال اللَّه ، و روا بود كه عامل در او * ( يَجْمَعُ اللَّه الرُّسُلَ ) * باشد ، و مثال او در كلام چنان باشد كه كسى گويد : وردنا بلد كذا و صنعنا فيه و فعلنا فبينا نحن اذ صاح بك صائح فاجبته و تركني ، و بر اين قول اين حديث روز قيامت باشد ، گفت : ياد كن اى محمّد [ تا ] ( 1 ) چون روز قيامت باشد ، خداى گويد : اى عيسى پسر مريم ( 2 ) ، و محلّ عيسى نصب است ، و بصريان گفتند : فتح باشد چون اين در ميان دو اسم علم افتد بنا كنند بر فتح بناى عارض ، چنان كه : يا زيد بن عمرو . و اگر دو اسم علم نباشد بر ضمّهء خود بماند چنان كه : يا زيد بن أخينا ، و ابن به همه حال منصوب باشد براى آن كه مضاف است و صفت منادى است ، و قال الحرمازيّ : يا حكم بن منذر بن جارود انت الجواد بن الجواد بن الجود حق تعالى در اين آيت حكايت خطابى مىكند كه با عيسى كرد يا خواهد كردن به قيامت در باب تذكير ( 3 ) نعمتهاى من بر تو ( 4 ) و بر مادرت ، و مراد به واحد جمع است چنان كه گفت : وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّه لا تُحْصُوها ( 5 ) ، و المعنى نعم اللَّه ، براى آن كه احصاء و عدد ( 6 ) در واحد صورت نبندد ، و از آن نعمتها كه بر او كرد آن است كه او را تأييد و تقويت كرد به جبرئيل - عليه السّلام . و تأييد تفعيل باشد من الايد و هو القوّة ، و مجاهد خواند : « اذ آيدتك ( 7 ) » بر وزن فاعلتك ( 8 ) ، مفاعله باشد از ايد و معنى آن كه : عاونتك . و روح القدس نام جبريل است كعبد اللَّه ، براى آن كه روح نام اوست ، و قدس من اسماء اللَّه اضافه كرد ( 9 ) او را با خود اضافة التّخصيص و التّشريف ، كبيت اللَّه و ناقة اللَّه و اضافة الفعل الى فاعله . * ( تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا ) * ، با مردم سخن مىگفتى و تو در گهواره ( 10 ) ، حسن بصرى گفت مراد به گاهواره ( 11 ) كنار مادر است چه آن جا كه مريم بود يا جز آن ( 12 ) حال
--> ( 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج ، وز افزوده شد . ( 2 ) . مج ، وز ، مت : عيسى مريم . ( 3 ) . مج ، وز ، مت : تذكّر . ( 4 ) . مج ، وز ، مت : خود بر او . ( 5 ) . سوره نحل ( 16 ) آيهء 18 . ( 6 ) . وز : عدّ . ( 7 ) . وز ، مج ، مت : اتيك . ( 8 ) . مت ، آن : فعلتك . ( 9 ) . آج ، لب : بكرد . ( 10 ) . مر بودى . ( 11 ) . آف ، آن : گهواره . ( 12 ) . مج ، وز ، مت آج ، لب ، لت ، مر : با چنان .